از تهدید به تجاوز و اعدام تا رابطه با نوامیس رهبران جنبش
شرح شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی یک سردار سابق سپاه غیر قابل باور است. وی 15 بار در حین بازجویی بیهوش شده است
تحول سبز: در خبر ها آمده بود که آیت الله هاشمی رفسنجانی چندی پیش رنجنامه حمزه کرمی را که شامل شرح شکنجه های غیر انسانی و اعتراف گیری از اوست را شخصا به رهبری تحویل داده است .
منابع خبری تحول سبز، متن دست نویس رنجنامه این سردار سابق سپاه و مدیر مسئول سایت جمهوریت را جهت انتشار در اختیار این پایگاه خبری قرار داده اند .
کرمی که در دادگاه بدوی به شانزده سال زندان محکوم شده بود ،با ارائه لایحه تجدید نظرخواهی ،تمامی اعترافات خود را در بازجویی ها و دادگاه اولیه تکذیب و اظهار کرده است که تمامی این اعترافات تحت فشارهای شدید از او اخذ شده و فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است.
شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.
کرمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۶ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده بود که دادگاه تجدیدنظر، پنج سال از این حکم را کاهش داد.
کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولتهای اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود.
وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وبسایت جمهوریت را بر عهده داشت.
کرمی در این نامه به فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف به رابطه با نوامیس و خویشاوندان رهبران جنبش سبز اشاره می کند.

به گزارش تحول سبز، متن کامل این نامه به شرح زیر میباشد:
بسه تعالی
حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محسنی اژه ای
دادستان محترم کل کشور
با سلام و احترام و آرزوی توفیقات الهی ، پیور مذاکرات حضوری بدین وسیله توضیحاتی را در مورد نحوه بازداشت و بازجویی ها و سایر مسائل مربوط به پرونده ام به استحضار می رساند:
اینجانب در تاریخ ۸۸/۰۳/۲۷ در حالیکه در منزل دخترم در حال استراحت بوده نزدیک ساعت یک نصف شب بطور فجیحی با محاصره کل منطقه از سوی نیروهای امنیتی و شکستن درب ورودی ساختمان و وارد شدن به آپارتمان دخترم با کفش و بدون ارائه حکم و بد اخلاقی و فحاشی به دختر و داماد و همسرم دستگیر نموده و به بند ۲۰۹ و سپس به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل نمودند.
۱۳۸ روز یعنی چهارماه و نیم در انفرادی بسر بردم . بازجویی ها از همان ابتدا با کتک و سیلی و مشت و لگد آغاز شد. از ابتدا ۷ نفر بازجوی من بودند. چهار نفر از آنان پس از یکی دوماه دیگر نیامدند، اما دو یا سه نفر از آنها تا مراحل پایانی پرونده اینجانب بازجویی می نمودند.
در طول مدت بازجویی پانزده بار در حین بازجویی یا پس از آن بیهوش شدم. بازجویی ها همرا با فشار های روحی و جسمی بود که بخشی از آن به شرح زیر به استحضار میرساند:
- از جمله فشارهای روحی تهدید بنده به اعدام و مرگ بود که هر روز بازجوی بنده مرا بخاطر همکاری با هاشمی ها مستحق مرگ می دانست و نوید آنرا می داد. مسأله دیگر تهدید به تجاوز و همچنین تهدید به استعمال بطری توسط بازجو ها بود. یا تهدید به ارسال و اعزام بنده به بندهای عمومی مخوف که افراد خلاف در آن سپری میکنند و ظاهراً حسب گفته بازجوها در آن بند ها به افراد جدید الورود تجاوز جنسی می نمایند.
- تهدید به اینکه همسر و دختر و دامادم را به دلیل پیگیری مسائل مزبور به بازداشت و زندانی شدن بنده دستگیر می نمایند. یک روز صدای خانمی از فاصله چند سلول آن طرف تر حین بازجویی میآمد که در حال گریه و زاری بود و بازجویم اعلام کرد که این صدای دختر شما زینب است که دارد شکنجه میشود و من با شنیدن این خبر دنیا بر سرم خراب شد. زیرا دخترم فرزندی خردسال دارد و تا یکماه به لحاظ روحی و روانی به هم ریخته بودم. زیرا وقتی بنده را تهدید به تجاوز و … می نمودند با دختری جوان چه میکردند!؟ از طرفی نگران فرزند دخترم بودم که بدون مادر چگونه سپری مینماید. تا اینها پس از یک ماه تماس تلفنی با منزلم داشتم و متوجه شدم بازجویم دروغ میگفته و دخترم دستگیر نشده است.
- اصرار بازجویم با فحش و کتک کاری مخصوص خود مبنی بر اینکه اعتراف کنم با کلیه خانمهایی که ایام انتخابات با بنده تماس داشتهاند رابطه داشتهام ، از جمله خانم ……. که بابت پیگیری صحت مدرک……. با من تماس داشت و یا خانمها فائزه و فاطمه هاشمی و ..
- تفتیش مسائل شخصی و خصوصی همراه با فشار و شکنجه، آنها هر از گاهی اعلام میکردند فلان خانم خبرنگار که دستگیر شده است اعتراف کرده که با تو رابطه داشته است و بدین صورت مرا شکنجه روحی میکردند. از نظر بازجو ها بنده با زمین و زمان رابطه داشتهام مگر خلاف آن ثابت شود .
- آنها اعلام کردند اگر روز دادگاه من متن مورد نظر بازجوها را نخوانم خانمی در جلسه علنی دادگاه بلند خواهد شد و علیه تو در دادگاه افشاگری خواهد کرد که تو با او رابطه داشتهای و غیره !! بدین صورت آنها مرا مجبور کردند بخاطر حفظ آبروی خانوادگی ام متن مورد نظرشان را در دادگاه بخوانم و بلافاصله آنرا که علیه مهدی هاشمی و خودم تنظیم شده بود، از تلویزیون پخش کردند. در حالیکه بعد ها شنیدم که مقام معظم رهبری با پخش دادگاه ها از صدا و سیما موافق نبودند.
- ……………. متن مورد اشاره حاوی مشکلات زیادی بود زیرا در آن علیه دیگران اقاریری وجود داشت که بعد ها فهمیدم مقام معظم رهبری در خظبه عید فطر اعلام کردهاند پخش اعترافات علیه دیگران در دادگاه غیر شرعی و عیر نافذ است. در حالیکه اعترافات علیه دیگران بر اساس اصرار بازجویان صورت میگرفت. حداقل در مورد خود بنده این مطالب کاملاً صادق است.
- اصرار بازجوها به تک نویسی علیه دیگران. آنها از اینجانب علیه دیگران تک نویس میخواستند و وقتی من نمینوشتم کتکم میزدند. مینوشتم باز هم کتکم میزدند که تو نوشتهای ولی همهاش را ننوشته ای! و با اعصاب و روان من بازی میکردند.
- از جمله کارهایی که بازجوها میکردند نگهداری اینجانب در کنار دیوار بصورت ایستاده تا ساعتهای متمادی بود. کتک کاری ، زدن با سیلی، پس گردنی، لگد و مشت به شکم و سایر اعضای بدنم به طوری که بنده در دو مرحله دچار خون ریزی شدم و چندین روز خون ریزی ادامه داشت. در آن ایام هر چه اصرار میکردم مرا به پزشک و دکتر نشان بدهند تا معاینه کنند آنها به بهانه اینکه بند ۲۴۰ پزشک ندارد ( آنموقع بند ۲۴۰ فاقد پزشک و بهداری بود و بیماران را برای معاینه به یند ۲۰۹ می بردند) از رسیدگی پزشکی طفره می رفتند.
- بازجوها سناریویی نوشته بودند و حسب سناریوی آنها بنده باید در مورد مسائل بهینه سازی مصرف سوخت علیه هاشمی و خودم اقرار می نمودم و این کار را با شکنجه از من طلب می کردند. یکی از بازجویان بارها گلوی مرا می فشرد، در حدی که بیهوش میشدم و با کتک و لگد مرا شکنجه می نمود.
- فرو کردن سرم در چاه توالت و آزار جنسی و روحی در این زمینه
- محروم کردن بنده از داشتن وکیل و سایر حقوق قانونی در مرحله اول دادگاه و تجدید نظر و دخالت آنها در متن ها و پاسخها یی که به دادگاه می نوشتم. زیرا در موقع صدور حکم بنده هنوز در ۲۴۰ زندانی بودم. اتهام داشتن انحرافات اخلاقی توسط وکیلم آقای علیزاده طباطبایی مبنی بر اینکه وی دچار انحرافات اخلاقی است! و اعلام اینکه او دچار انحرافات جنسی و مانع شدن از پذیرش وکالت بنده توسط نامبرده و هر وکیل دیگر.
- جلوگیری از کارشناسی شدن ادعاهای مالی علیه بنده و مهدی هاشمی توسط دادگاه اولیه و تجدید نظر و صدور حکم ناروا در این زمینه
- جنگ روانی با بنده و اعزام افراد متفاوت به درب سلول من و سئوال اینکه بازجوی شما کیست؟ که نقش همه آنها ترساندن بنده از بازجوی وحشی و بیرحمی که دارم بود که مسائل از این بخش بسیار مفصل است.
- توهین و تحقیر بنده نزد همبندان و دوستانم که در سلولهای دیگر بودند و توهین و تحقیر آنها نزد بنده و شکستن و خرد کردن شخصیت و غرور بنده و سایرین
- توهین و تحقیر و اتهام بستن به همسرم و دخترانم که بسیار مرا عذاب میداد و شرح مفصلی دارد که در این نامه نمیگنجد.
- کتک کاری بنده در نزد دیگران و کتک کاری دیگران در نزد من
- دادن فحش های رکیک و ناموسی و عدم توجه آنها به سوابق و شخصیت اینجانب ، به هر حال بنده شش سال از فرماندهان دفاع مقدس و جنگ بودهام و رئیس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران (منطقه ۱۰ ) و همچنین حدود شش سال فرماندار شهرستان ورامین و هفت سال مدیر کل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در زمان آقایان هاشمی و خاتمی بودم . مدتی نیز مشاور سیاسی نهاد ریاست جمهوری را بر عهده داشتم. آنها بدون توجه به سوابق و خدمات بنده بسیار سخیف و بی ادبانه و رفتار میکردند.
- نگهداری طولانی مدت بنده در انفرادی ۱۳۸ روز در ۲۴۰ و در مرحله دوم نگهداری بنده به مدت ۱۰۰ روز به اتفاق یکی دیگر از متهمان بدون هر گرونه بازجویی. در مجموع ۸ ماه از دوران بنده در ۲۴۰ بودهام که چهار ماه نیم آن انفرادی بود.
- تحقیر نمودن بنده در نزد فرزندان و همسرم و طرح اینکه اگر شما بدانید چه پدر و یا همسر فاسدی دارید ، یک روز هم با او زندگی نمی کنید! به هر روش در جهت ایجاد اختلاف و بدبینی خانوادگی که کاری غیر شرعی و انسانی است.
- اتهام بستن و دروغ گفتن در مورد خانوادهام و اینکه ما میخواهیم تو را آزاد کنیم آما آنها با بی بی سی مصاحبه کردهاند و نمیگذارند تو را آزاد کنیم ، این در حالی است که تا کنون خانواده بنده حتی با رسانههای داخلی هم مصاحبه نکرده اند چه رسد به رسانههای خارجی و بی بی سی.
- شکنجه روحی من از طریق بردن بنده به سلول دیگران و افرادی که در حال بازجویی بودند ، از جمله آقای سید علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی ، الویری ، ابو طالبی، هدایت الله آقایی ، محمد رضا نوربخش و … که باعث آزار روحی و روانی من میشد.
- تحقیر بنده از طریق تراشیدن ریشم و نگهداری سیبیل هایم و تشبیه کردن بنده به هنرپیشه های فیلمهای سینمایی خارجی و خندیدن و تحقیر کردن دستهجمعی.
- تهدید کردن خانوادهام در حین مکالمه با خانوده ام و دخالت هایی که در حین تماسها و تهدید آنها به دستگیری و غیره.
- قطع کردن مکرر تلفن هایم در حین تماس با خانواده و شکنجه روحی به خودم و خانوادهام.
- فحاشی های بسیاری که از بیان آنها شرم دارم.
- اعلام اینکه هاشمی منتظری دوم است و تو هم سید مهدی هاشمی هستی و باید اعدام شوی و وعده اعدام هاشمی به دستور مقام معظم رهبری !!
- ایراد تهمت بر انداز و ضد انقلاب به بنده در حالیکه از همه آنها، سابقه حضورم در جبهه و دفاع مقدس و صحنههای انقلاب اسلامی بیشتر بوده ولی آنها میراث خواران خود را محرم انقلاب کرده بودند و دیگران و بنده را نامحرم و ضد انقلاب می نامیدند.
- آنها نیروهای خودسری بودند، بنده را تهدید به مرگ می کردند حتی اگر دادگاه در مورد من حکم اعدام صادر نکند! اعلام میدارم خود و خانوادهام از دست آنها امنیت نداریم ، آنها اعلام کردند اگر روزی آزاد شوی ما تو را از بین می بریم ! زیرا از نظر آنها بنده مفسد فی الارض هستم.
- و اما داستان بازجویی ها هم تاثر برانگیز است، که در این مجال نمی گنجد، آنها در برابر فشارهایشان با قسم دادن به خدا و پیامبر از سوی اینجانب رو برو میشدند ولی در کمال تعجب آنها مقدسات را مسخره میکردند و از توهین به مقدسات ابایی نداشتند.
- موضوع مهم بعدی اعترافات بنده بود که آنها با زور اعتراف میگرفتند و با کتک و فخاشی، اعترافات چندین مرحله بود، همراه با نوشتن اقاریر و تهیه فیلم.
- توهین های آنها به خانواده بسایر تاثربرانگیز بود، زیرا وقتی همسر آقای هاشمی به همسر و دخترانم تعارف کرده بودند که به اتفاق آنها برای نیمه شعبان به مشهد بروند، بازجوها توهین می کردند که پسران هاشمی …. قصد سو ء به خانواده ات دارند!
- در تمام دورانی که بنده در ۲۴۰ بودم در انفرادی که چهار ماه نیم طول کشید، آنها مرا از دیدن پزشک محروم کردند، در حالیکه بنده بیماری قلبی دارم و از گذشته تحت نظر پزشک بودم ، بیش از پانزده بار در مدت زندان در حین بازجویی ها و پس از آن بیهوش شدم که محل تأمل جدی است.
در خصوص اثبات ادعاهای خودم برای رسیدن به حقیقت میتوانیم مطالب ذکر شده را با بازجوهایم رو در رو کنم و یا از سایر متهمان که بعضا مثل من اذیت و آزار دیده اند کمک بگیرم و آنها را معرفی کنم که رویه بازجوها مشخص شود. هر چند معتقدم هیچکس را به اندازه بنده مورد فشار قرار ندادند، زیرا آنها با آقای هاشمی رفسنحانی عداوت داشتند و بنده بدلیل ارتباطم با آقای هاشمی مورد فشار و شکنجه شدید آقایان بودم .
در مورد اتهامات خود، پیشنهاد دارم ، کار کارشناسی صورت پذیرد.
بخش مالی که ده سال حکم برایم صادر کردهاند فاقد کارشناسی رسمی است و هیچ کارشناسی مالی آنرا تائید نکرده مگر با فشار و تهدید از افراد اقرار گرفتهاند و اقاریری که زیر فشار و شکنجه بدست بیاید ارزشی ندارد!
تشکیل یک دادگاه غیر سیاسی و اعمال ماده ۱۸ در مورد بنده و سایر متهمین مرتبط با پرونده بنده تقاضای اصلی حقیر است که امیدوارم با آن موافقت فرموده و در محیطی حقوقی و قانونی به پرونده بنده رسیدگی شوند و نه در محیطی سیاسی و با پیشداوریهای آنچنانی.
اینک که این نامه را بحضور عالی مرقوم میدارم ، چند روزی است که از سی سی یو خارج شدهام و هنوز معالجاتم به پایان نرسیده ، گاهی بیهوش میشوم، بدلیل کابوس های شبانه !
پزشکان به لحاظ روحی نگران وضعیت حقیر هستند لذا خواهشمند است دستور فرمائید تا بهبودی کامل با مرخصی اینجانب موافقت گردد، زیرا محیط زندان برایم نگران کننده و استرس آور است.
ضمناً مدارک پزشکی که اخیراً در سی سی یو و بیمارستان بودم و نظرات پزشکان و همچنین لایجه دفاعیه وکیلم که برای تجدید نظر نوشته و هیچ گاه مطالعه نشد، به ضمیمه تقدیم می گردد.
حمزه کرمی
۸۹/۵/۱۱
برای دیدن تصاویر در سایز اصلی روی آنها کلیک نمائید
11 دیدگاه
پاسخ دهید
- احضار و بازجویی از حمزه کرمی و عبدالله مومنی به خاطر افشای شکنجههایشان
- نامه ای به حمزه کرمی، زندانی سیاسی؛ سربلند و استوار باش
- بازجویی از حمزه کرمی به خاطر نگارش نامه به دادستان کل کشور درباره شکنجه های دوران بازجویی اش
- انتقال حمزه کرمی زندانی سیاسی به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات
- جلوگیری از انتقال حمزه کرمی به بیمارستان در پی مخالفت در استفاده از پابند
- حمزه کرمی برخلاف وعده دادستانی راهی بیمارستان نشد
- درباره ما
- سردار جزایری: قرارگاه سایبری راه اندازی می شود
- “عظمت” ضارب شهید هدی صابر در بهداری اوین
- هدی صابر در پی سهل انگاری مقامات زندان در گذشت
- این مردم می خواهند بدانند چه مقدار از پولشان را به افغانستان، لبنان و سوریه بخشوده ای!
- مردم فارس چه گناهی کردند که کارخانه های مهم در حال تعطیل شدن هستند؟
- پنجشنبه ۲۶ خرداد به یاد شهدای جنبش، و به احترام آن پیشتازان بر مزارشان حضور خواهیم یافت
- برای پاسداشت شرافت می آییم، پنج شنبه26خرداد،بزرگداشت هدی صابر در مسجد اعظم قلهک
- حرکت موج سیاه در اعتراض به شهادت هاله سحابی و هدی صابر در بیش از ۱5 شهر دنیا
- جشن تولد مهدی کروبی در منزل تاج زاده + عکس




















marg bar khameneiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
هنوز سر ریز اشکهای دیروز پایان نیافته است بخاطر احسان ، بخاطر کیانوش ،بخاطر سهراب و بخاطر همه ی کسانی که نامشان را نمی دانم !!!
هنوز چشمانم مبهوت درخت یاس خانه امان است که چرا این سالها شکوفه نمی دهد ؟
هنوز دلم به باریدن باران خوش است تا بشوید غبار دل تمامی کسانی که دل در گرو این سرزمین به غارت رفته دارند .
هنوز نمی دانم در هزاره ی سوم در جهان گلوبال ما در کجای این جهان ایستاده ایم که با بهترین فرزندان و سرمایه های ملی این سرزمین کمیاب اینهمه بی مهری می شود ؟
با این حال نا امید نیستم چرا که ریه هایم پر است از بوی شقایق و جوانه های سبز .
شاد باشید و سبز بمانید
با احترام کامل به سرباز دفاع مقدس اقای حمزه کرمی و ارزوی ازادی ایشان
با این نامه این پرسش ها از اقای رفسنجانی پیش می اید:
(۱)، چگونه آقای رفسنجانی تا کنون صدای دربندان و خانواده کشته شدگان دیگر را به رهبریت نرسانده و بخاطر اینکه مسایل خود و خانواده اش که در اینجا در میان است پا در میانی میکند؟
(۲) در حالیکه نامه اقای کرمی به عنوان پستچی نیز از اقای رفسنجانی ریس خبرگان دریافت نشد، چگونه چند روز پیش ایشان در افطار رهبریت شرکت داشته و در افطار افراد جنبش عدالت طلبی مخالف کودتا در خانه اقای نوری حضور نداشت؟مشکل ایشان عدالتخواهی در انتخابات نیست بلکه خانوادگی است.
(۳)این دولت حجتیه ای که اشخصاصی چون اقای کرمی را بخاطر همکاری در کارهای نادرست خانواده رفسنجانی چنین شکنجه و زندانی میکند، چرا ان مقصرین اصلی را برای کارهایشان پرسجو و دادگاهی نمی کند؟ و…….
مزدک
فقط یک جمله برای بازجوها : تف بر آن دامن پستی که شما را پرورده است.
همزه عزیزم من فقط توانستم با خوانده خط به خط رنج نامه ات بگریم
واقعا هنگ کردم!
وقتی مردی که مرد است سالها برای دفاع از این خاک جانش را پیشکش کرده این چنین مینویسد از چنین رفتارهایی ناخواسته صورتت خیس میشود.
براستی اینجا ایران اسلامیست؟!
براستی ما میگوییم رهبران ما پیرو و دنباله روی علی هستند؟!
براستی رهبری نمیداند چه میگزرد؟!
براستی مگر ما چه خواستیم ؟!
براستی این جلادان تا به کجا میخواهند پیش بروند؟!
اما با تمان این حرفها ما به فردایی سبز و روشن امید بسته ایم
ان الله لایغیرو اما بقوم حتی یغیروا ما باانفسهم!
الیس صبح بقریب!
من هم گریه کردم.
خاک بر سر ما که به جز گریستن، کار دیگری انجام نمی دهیم.
خدایا! تو کجا هستی؟ آیا نمی بینی بر سر پاکان سرزمین پاک و مظلوم ایران چه ها می آوردند؟! خدایااااااااااا ! کجا هستی؟
رهیری که برای چند صباحی بیشتر ماندن در قدرت و ارضای عقده های دیرینه ی خود به تخت و قدرت شیطانی خود چسبیده و در این راه دستور تجاوز به نوامیس ملت، دختر و پسر، سرکوب و شکنجه و کشتار بهترین فرزندان این آب و خاک صادر می کند، مترسکی که دلقک جامعه ی جهانی شده و کشور متمدن و تاریخی ایران و ملتی تاریخ ساز را به سخره گرفته، خدایا! لیاقت این ملت، چنین جنایتکارانی نیست. خدایا به دادمان برس.
خاک بر سر ما اگر به پا نخیزیم و کار را یکسره نکنیم!
ان الله لایغیرو اما بقوم حتی یغیروا ما باانفسهم!
الیس صبح بقریب!
شما با دولت و حکومت مشکل ندارید بلکه با دین مشکل دارید.
شما دروغ گو هستید
امیدوارم دیر پشیمان نشوید
این نامه باید ترجمه بشه و به دست مجامع بین المللی برسه.
agar rahbari bedoone ke che etefaghai miofteo kari anjam nade,ya inke az asle ghazie bi khabar basheo too bikhabari besar bebare dar har do soorat shayesteye rahbari nist!!