شهید دزدی و وقاحت پایان ناپذیر کودتاگران

۹ فروردین ۱۳۹۰

شهادت صانع ژاله و محمد مختاری در 25 بهمن ماه سال 1389، اوج وقاحت کودتاگران مستبدی بود که تنها به کشتن این دو جوان سبز اندیش افاقه نکردند، بلکه در حرکتی که نمونه اش در تاریخ بشر کم سابقه است، پیکر آن عزیزان را مصادره کردند و بی شرمی را تا به آنجا پیش بردند که تئوریسین خشونت و وقاحتشان را به تلویزیون غیر ملی شان فرستادند تا در نمایشی از شناعت و بی شرافتی، مدعی آن گردد که شهید ژاله صانع از خبرچینان چکمه پوشان کیهان بوده است

محمد مختاری8

تحول سبز: شهادت صانع ژاله و محمد مختاری در ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹، اوج وقاحت کودتاگران مستبدی بود که تنها به کشتن این دو جوان سبز اندیش افاقه نکردند، بلکه در حرکتی که نمونه اش در تاریخ بشر کم سابقه است، پیکر آن عزیزان را مصادره کردند و بی شرمی را تا به آنجا پیش بردند که تئوریسین خشونت و وقاحتشان را به تلویزیون غیر ملی شان فرستادند تا در نمایشی از شناعت و بی شرافتی، مدعی آن گردد که شهید ژاله صانع از خبرچینان چکمه پوشان کیهان بوده است.

مصادره به مطلوب
۲۵ بهمن حادثه بزرگی بود در تاریخ ایران و ایرانیان. در اوج سکوت و خفقان ناشی از استبداد همه جانبه دستگاه قدرت در ایران و در شرایطی که مستبدان کودتاگر تصور می کردند با بگیر و ببندها، اعدام، سرکوب و سانسور رسانه ها، بر بحران عدم مشروعیت خود که ناشی از تقلب بزرگ انتخاباتی شان در خرداد ۱۳۸۸ بود، فائق آمده اند، ناگهان دهها هزار ایرانی به فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پاسخ مثبت دادند و در شدیدترین شرایط امنیتی، پس از قریب یکسال سکوت به خیابانها بازگشتند تا نشان بدهند که جنبش سبز همچنان زنده و پایدار است.

واقعه ای ژرف و البته تلخ و دردناک برای استبدادیان خوش باوری که به خیال خامشان بازی را پایان یافته قلمداد می کردند و بر سر غنائم فتح و ظفرمندی شان با یکدیگر گلاویز و دست به یقه شده بودند.

عصبانیت چماقداران استبداد و تفنگ به دستان هراسیده در روز ۲۵ بهمن به حدی بود که بی اختیار و از شدت وحشت دست به ماشه بردند و دو تن از بهترین جوانان این سرزمین را به قتل رساندند.
با این همه شهادت این دو عزیز پایان داستان حیات آنان نبود که این تازه ابتدای واقعه ای بود که جاودانگی آنان را رقم می زند. کودتاچیان وحشت زده از خشم مردم در همان شب ۲۵ بهمن پیکر هر دو شهید بزرگوار را مصادره کردند.

صانع ژاله
هنوز آفتاب به آسمان صبح ۲۶ بهمن سر نزده بود که دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه تهران نام رفیق سبز اندیش شان “صانع ژاله” را بر تابلوی اعلانات دانشکده تئاتر دیدند. نام این دانشجوی ۲۶ ساله رشته نمایش که از کردهای سنی مذهب شهرستان محروم پاوه بود، به اطلاعیه ای الصاق شده بود که امضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران را پای خود داشت. اطلاعیه ای که خون دوستان و آشنایان ژاله را به جوش آورده بود.

آنان نام کسی را به عنوان بسیجی شهید می دیدند که خود قربانی بسیجی نماهای خشونت طلب شده بود. آنان از خود می پرسیدند چطور ژاله که یکی از تظاهرات‌کنندگان ۲۵ بهمن ماه بود و توسط نیروهای امنیتی کشته شده ‌است می تواند بسیجی بوده باشد؟ چطور کسی که از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بوده و با مرحوم آیت الله العظمی منتظری عکس یادگاری می گرفته است می تواند بسیجی بوده باشد؟ سئوال آنان بی جا نبود.

صانع ژاله علاوه بر همه اینها مقالاتی در مجله آزما می نوشت که از مجلات هوادار جنبش سبز بود. او هم چنین در فیلم کوتاهی به نام “آجری در دیوار” که محتوایش اعتراض به وضعیت جامعه‌ است بازی کرده بود که توسط دولت توقیف شد.

با این همه وقاحت کودتاگران وحشت زده را پایانی نیست. رسانه‌های کودتا از شدت وحشتشان او را یک بسیجی معرفی کردند که در خلال تظاهرات روز ۲۵ بهمن به دست نیروهای سازمان مجاهدین خلق کشته شده ‌است. آنها به همین هم افاقه نکردند. خبرگزاری فارس که ارگان رسمی دولت کودتا قلمداد می شود، بلافاصله دست به انتشار تصویری زد که تصویر کارت عضویت ژاله در نیروی مقاومت بسیج را نشان می داد.

با این همه حتی در این بازی هم دروغگویان استبدادی بازنده بودند. هنوز ساعتی از بر آمدن آفتاب ۲۶ بهمن نگذشته بود که تشت رسوایی کودتاگران از بام بر زمین افتاد. برخی از دوستان وی از جمله هاتف سلطانی از بازداشت شدگان بازداشتگاه کهریزک هرگونه وابستگی شهید ژاله به نیروهای کودتا را رد کرد و او را از هواداران جنبش سبز معرفی کرد.

اوج طنز ناشی از آشفتگی و سردرگمی کودتاگران آنجا بود که در حالیکه رنجبران، مدیرکل تشکل‌های «نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها» تصویر ژاله در کنار منتظری را جعلی دانسته بود، حسین شریعتمداری در گفتگویی با تلویزیون دولتی ایران ژاله را جاسوس و نفوذی حکومت اعلام کرد که در هنگام ملاقات با منتظری خبرهای خوبی را به آن‌ها داده بوده است. امری که خشم عمومی را نسبت به وقاحت کودتاگران بیشتر کرد. خشمی که خوشه هایش را می شد در حوادث روزهای اول، دهم، هفدهم و حتی سه شنبه آخر سال مشاهده کرد.

مراسم تشییع پیکر شهید ژاله یک رسوایی تمام عیار را برای حاکمان مستبد ایران رقم زد. در روز ۲۷ بهمن این مراسم با حضور تعدادی از اعضا بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی از دانشگاه هنر تا دانشگاه تهران در شرایطی برگزار شد که صمیمی ترین یاران و همکلاسیان ژاله در آمفی تئاتر دانشکده هنر مورد ضرب و شتم چکمه پوشان استبداد قرار گرفته بودند و این مراسم به صحنهٔ درگیری طرفداران و مخالفان حکومت تبدیل شده بود. اوج فضاحت و فلاکت کودتاگران وحشت زده اما آنجا بود که در روز برگزاری مراسم خاکسپاری، قانع ژاله، برادر صانع ژاله در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا طرح کرد که صانع ژاله بسیجی نبوده و خانواده اش توسط ماموران حکومت تحت فشار هستند. برادر شهید ژاله در ادامه این مصاحبه گفت: او از هواداران آیت الله منتظری و جنبش سبز

همچون بهمن قبادی بود و کارت بسیج منتسب به وی توسط پسرخاله اش که از کارمندان وزارت اطلاعات است، جعل شده‌است. او هم چنین در این مصاحبه گفت: متاسفانه جسد صانع ژاله را به ما تحویل نمی‌دهند، خانواده ما در مراسم ختم او شرکت نخواهند کرد و این مراسم توسط دشمنان صانع ژاله برگزار می‌شود. پس از این مصاحبه قانع ژاله برادر صانع ژاله، توسط ماموران وزارت اطلاعات در پاوه بازداشت شد.

محمد مختاری
یکی دیگر از شهدای روز ۲۵ بهمن ماه که آخرین جمله ای که در فیس بوکش همچنان ثبت است این جمله بود که ” خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام! ” او که نماد ۲۵ بهمن را به جای عکس پروفایلش در فیس بوک برگزیده بود در روز ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ توسط مزدوران و اراذل استبداد و در اثر اصابت گلوله مستقیم آنان در حوالی خیابان رودکی به شهادت رسید.

بعدها پدرش درباره نحوه شهادت او گفت که محمد مختاری روز ۲۵ بهمن از ناحیه پیشانی مورد اصابت گلوله دژخیمان کودتاچی قرار گرفته بود. اسماعیل مختاری در این باره به تحول سبز گفته است: ” تیر به پیشانی محمد خورده و بیرون نیامده بود؛ یعنی توی سرش گیر کرده بود. دقیقا به پیشانی، همان وسط خورده بود. بعد از شستن پیکر محمد، صورتش را باز کردم و جای گلوله را بوسیدم… ”

محمد مختاری هنگام شهادت ۲۲ سال بیشتر نداشت و دانشجوی مهندسی معدن دانشگاه آزاد شاهرود بود. با این همه پیکر این شهید سبز اندیش نیز همچون صانع ژاله در روز ۲۷ اسفند بر دستان لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی تشییع شد. نکته دردناک در تشییع پیکر این شهید آن بود که اراذل حکومتی به خانواده اش اجازه ندادند که پیکر فرزندشان را تشییع کند. پدر محمد در این باره می گوید: ” صبح آمدند هماهنگ کردند و قرار بود ساعت ۱۰ و نیم تحویل دهند که تشییع کنیم؛ پسرم رفت تحویل بگیرد اما ساعت ۲ و نیم آمدند.

گفتیم از حیاط خانه بلند کنیم تا مسجد ببریم و سوار آمبولانس کنیم. ما هنوز توی حیاط بودیم که جنازه را بردند. من بعد عکس ها را که نگاه میکردم دیدم از دوستان و آشنایان ما کسی زیر تابوت نبوده. یعنی تشییع را خودشان کردند و ما هم پشت سر بودیم. من دم در بودم که رسیده بودند جلو مسجد. آنجا هم ایستادند و شعار دادند و سینه زدند و فیلمبرداری کردند که من خیلی ناراحت شدم. ساعت ۵ و نیم هم گفتند برویم بهشت زهرا. گفتم بهشت زهرا که ساعت ۳ می بندد گفتند باز است.

پدر محمد می گوید دستبند سبز محمد هرگز از دستش باز نشد مگر ۲۵ بهمن. “این دستبند را باز کرد و به دستگیره در بست و رفت. الان هم این دستبند به دستگیره در است.” حالا سبزها می خواهند به یاد او روز ۱۳ فروردین، دست بند سبز به دستشان ببندند. به نشانه احترام به یاد و خاطره محمد مختاری و صانع ژاله وتمام شهدای جنبش سبز!
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

منبع: ندای سبزآزادی

  • Sabzlink
  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • email
  • Balatarin
  • Print
  • Google Bookmarks

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

ray1

رای من زندانی ست

ray_man

رای من کو؟

tajzadeh1

ویدیو: چرا در انتخابات نمایشی شرکت نمی کنم

تو را من چشم در راهم

تـــو را مـــن چشـــم در راهــــم